توت فرنگی

توت فرنگی

حیاط خلوت من
توت فرنگی

توت فرنگی

حیاط خلوت من

لطفاً

لطفاً به زنانتان بگویید شما را از ته دل دعا کنند، چون بسیاری از آنها مستجاب الدعوه هستند. برای سخنم دلیل هم میآورم. ما مردان به دلیل مشغله هایمان توفیق صله رحم نداریم، ولی بسیاری از خانم‌ها این فضیلت را در حد کمالش انجام میدهند. صبح به صبح با فک و فامیل تماس میگیرند و حال و احوالشان را میپرسند. آخر هفته نیز یا آنها را به خانه دعوت میکنند یا به منزل آنها میروند. نمیدانم ولی شاید راز طولانی بودن عمر خانم‌ها همین باشد.

منظومه گنجینه الاسرار اثر منظوم میرزا نورالله عَمّان سامانی (۱۲۵۸ تا ۱۳۲۲قمری) ملقب به تاج الشعرا، از شعرای پرآوازه آیینی اوایل سدهٔ ۱۴ هجری است. وی در سال ۱۲۵۸ ه‍.ق در شهرستان سامان در استان چهار محال بختیاری، حد فاصل اصفهان و شهر کرد پای به عرصه وجود نهاد و در سال ۱۳۲۲ هـ.ق. درگذشت. تلفظ صحیح عَمّان، با عین مفتوح است که متاسفانه اغلب با واکه اشتباه ضمّه تلفظ میکنند. عَمّان سامانی تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه‌های محلی فرا گرفت و سپس در اصفهان، در مدرسه نیماورد سال‌ها در محضر عارف و حکیم مشهور؛ آخوند کاشی، کسب علم نمود. عَمّان سامانی اهل طریقت و عرفان بود. وی در ۶۴ سالگی به دیار باقی شتافت و در مسجد جامع سامان به امانت دفن شد و پس از آن بنا به وصیتش، به قبرستان وادی السلام نجف اشرف منتقل شد.
گفتگوی جبرئیل با امام حسین(ع)
جبرئیل آمد که ای سلطان عشق
یکه تاز عرصه‌ میدان عشق
دارم از حق بر تو ای فرخ امام
هم سلام و هم تحیت هم پیام
گوید ای جان حضرتِ جان آفرین
مر تو را بر جسم و بر جان، آفرین

محکمی ها از تو میثاق مراست
رو سپیدی از تو عشاق مراست
این دویی باشد ز تَسویلات نفس (فریب و اغوای نفس)
من توام، ای من تو، در وحدت تو من
چون خودی را در هم کردی رها
تو مرا خون، من تو رایم خون بها

مصدری و ماسِوا، مشتَق، تو راست
بندگی کردی، خدایی، حق تو راست
هرچه بودت، داده‌ ای اندر رَهم
در رهت من هرچه دارم میدهم
کشتگانت را دهم من زندگی
دولتت را تا ابد پایندگی

پاسخ امام حسین(ع) به جبرئیل:
شاه گفت ای محرم اسرار ما
محرم اسرار ما از یار ما
گرچه تو محرم به صاحبخانه‌ای
لیک تا اندازه‌ای، بیگانه‌ای
آنکه از پیشش سلام آورده‌ ای
و آنکه از نزدش پیام آورده‌ ای

بی حجاب اینک هم آغوش من‌ست
بی تو رازش جمله در گوش من‌ست
از میان رفت آن مَنی و آن تویی
شد یکی مقصود و بیرون شد دویی
گر تو هم بیرون روی، نیکوترست
زان که غیرت، آتش این شهپرست

جبرئیلا رفتنت زین جا نکوست
پَرده کم شو در میان ما و دوست
رنجش طبع مرا مایل مشو
در میان ما و او حایل مشو/ از گنجینه الاسرار

اعتقاد به مشیت خدا که اکثر دانشمندان قرن هفدهم در مورد آن اشتراک نظر داشتند بازتاب دهنده عقاید ایمان پروتستانی (و بطور خاص‌تر کالوینیسم) کلیسا بوده که عمیقا در درون جامعه بریتانیا ریشه دوانده بود و بر نقش جبر و مشیت الهی در طراحی ماشین کیهانی تاکید داشت. طبق مفهوم پروتستانی، جبر همه چیز‌هایی که بر روی زمین و در مقیاس بزرگتر در جهان رخ میدهند، در زمان خلقت توسط خدا از پیش تعیین شده اند. به عبارت دیگر، این بدان معناست که سرنوشت بشر پیش‌تر توسط خداوند تعیین شده و هیچ کاری برای بازگرداندن این وضعیت از دست انسانها بر نمی‌آید، که این باور عدالت خدا را زیر سوال میبرد و کفر است. جبر معمولا با مفهوم مشیت الهی همراه است که با دخالت خداوند در جهان مطابقت دارد. در ادامه مسیر بین طرفداران مشیت خاص و طرفداران مشیت عام اختلافی رخ داد، با وجود اینکه اعتقاد بر این است که بسیاری از دانشمندان (مانند نیوتن) طرفدار مشیت عام بودند، بدان معنا که مداخله خداوند در جهان هستی محدود به حفظ قوانین مکانیکی است که او در زمان خلقت اعلام کرد و از انسان اختیار را نمیگیرد، نیوتن استدلال کرد که خدا باید هر از چندگاهی برای تعمیر ماشین کیهانی مداخله کند. این موضوع باعث مجادله بین ساموئل کلارک حامی بریتانیایی نیوتن و لایب نیتس متفکر آلمانی شد که به شدت منتقد مفهوم مداخله الهی بود و این پرسش را مطرح کرد که چگونه خدا میتواند سازنده ماهری باشد که جهان را آفریده است اگر او هر از گاهی نیاز به اصلاح کار خود دارد؟ اما غافل از اینکه این اصلاح وابسته به نوع رفتار و چگونگی اعمال بشر دارد، با تغییر روش زندگی بشر، واکنش جهان آفرینش نیز تغییر میکند. تاثیر چنین باور‌هایی بر نوشته‌های علمی و الهیاتی نیوتن شدیدا نشئت گرفته از مفاهیم کالوینیستی از جبر و مشیت الهی بود. به عبارت دیگر، قانون کلی نیوتن از مطالعه خود در مورد جهان طبیعی استنباط میکند که طبیعت بطور تصادفی به کار خود رها نشده و با توجه به نظم و هماهنگی‌ای که میتوان در طراحی ماشین کیهانی یافت این موضوع اثبات میکند که طبیعت کار خالقی باهوش است که میخواست خلقت اش هم عقلانی و هم خوب باشد. این استدلال لزوما دلالت بر این دارد که نقش هر جزء در جهان (از جمله نقش انسان) توسط سازنده آن از پیش تعیین شده اعتقادی که مطابق با مفاهیم پروتستانی جبر و مشیت الهی است.

نخست، ریشه ریاکاری را در خودمان بشناسیم
ریاکاری (شرک خفی) محصول (منِ) بزرگشده است. آنجاست که دیده شدن مهمتر میشود. قرآن این را شرکِ خفی مینامد: فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلیَعمَل عَمَلاً صالِحًا وَلا یُشرِک بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا. پس هر که به دیدار پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته کند و در عبادت پروردگارش هیچکس را شریک نیاورد. (کهف) اولین گام این هستش که آسیب پذیری خود را بپذیریم؛ اینکه حتی عبادتِ ما هم میتواند ناخالص باشد. هر که خود را از ریا پاک بداند، بیشتر در دام آن است.
بهترین سلاح: خلوت و سکوت، امّا چرا خلوت سلاح ریا ست؟
- در خلوت، (ناظر) فقط خداست؛ پس تمرین میکنیم که کار را برای خاطرِ او انجام دهیم، نه برای خاطرِ چشمها.
- عبادتِ پنهانی (نافله، دعای سحر، اشکِ شب) قلب را از این نمایش شستشو میدهد.
- روایت است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: اِجعَل هَمَّکَ هَمًّا واحِدًا. دلِ خود را یک جهته کن؛ و این یک جهتی بیرون از خلوت بدست نمیآید.
تمرین پیشنهادی: هر روز چند دقیقه عبادتی را فقط برای خودت و او انجام بده؛ نمازی که هیچکس از آن خبر ندارد، دعایی در دل، سکوتی که در آن فقط او را میشنوی.